تبليغاتX
روزگاری نو
!باز، روز نو و روزگار نو خواهم داشت.....در زمین پدرم کشت و درو خواهم داشت

مي دانستم كه پيشتر و بيشتر از آنكه نوشته اي به مددِ قوه ي ادراك و تعقّل بر انسانْ تأثير بگذارد و با وي ارتباط برقرار كند، موسيقي بعلّت ارتباط برقرار كردنِ بلاواسطه و مستقيم با ساحت احساس فردْ اين كار را خواهد كرد. هر چند كه نفوذ اين تأثير در حد كمتري از يك متن و يا نوشته باشد!

و من نزديك به يكسال است كه غالب نوشته هايم را همراه با يك موسيقي مختص همان مطلب، درون وبلاگ قرار مي دهم. كه گاهي اوقات انتخاب و ساختن و تلفيق اين موسيقي ها بيشتر از چند روز طول كشيده و همينطور نياز به صرف وقت بيشتري از نوشتن يك مطلب داشته!

شايد اين نوع نگارش مطلب در محيطي مجازي و البته با محدوديتهاي خاص خودش، يكي از بديع ترين و منحصر بفرد ترين شيوه ها [حداقل] براي وبلاگنويسي در سطح كشور و با كمي اطمينان بنفس بيشترْ در كل دنياي مجازي باشد!!! اما از آنجايي كه محيط سايبر ذاتاً بر ايجاز و اختصار تاكيد دارد و بالطبع قانونهاي نانوشته اي در فضاي آن جاريست؛ آيا مي توان آنرا ظرفي انگاشت كه هر مظروفي در گستره اش قرار گیرد؟ آيا مي توان قالب اين مولود بدون ترديد تكنولوژي غرب را به هر صورتي شكل داد؟ و اصلاً حدود و شرايط استفاده از اين ميوه ي بظاهر خوش رنگ و لعاب تمدن غرب چيست؟ و يا ضرورت استفاده و صرف اين مقدار از وقت و هزينه براي آن در چيست؟

حال آنكه غايت تكنولوژيك دنياي مجازي بر لذتگرايي و فارغ الحال شدن از عالم واقعيت[حقيقت] و البته بدون قيد و بندهاي متداولِ عالم واقع بنا شده، هر چند كه در آن قانونهايي نظير كپي رايت الزام آور باشد. چه اينكه در خوشبينانه ترين حالت نيز اين قانونها فقط ابزاري هستند براي منع كپي برداري غير مجاز و نه جلوگيري از آزادي بدون حد و حصر و رشد قارچ گونه ي سايتها و وبلاگها و قس عليهذا كه هيچ نسبتي با اخلاقيّات ندارند.

اينها سوالاتي نيست كه بتوان در حد يك يا چند پست حتي بالاختصار به آن پرداخت و شايد تا حدودي نيز از دايره ي درك و تعقل حقير فراتر باشد.

شايد ادامه داشته باشد!


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 6:58 PM  توسط آرمان حيدري  |