تبليغاتX
روزگاری نو
!باز، روز نو و روزگار نو خواهم داشت.....در زمین پدرم کشت و درو خواهم داشت

قسمت دوم حاشيه هاي نمايشگاه كتاب امسالو قبلا نوشته بودم و داشتم اونو براي قرار دادن رو وبلاگ حاضر مي كردم كه خوشبختانه!!! با بي دقتي من مطلب به هم ريخت و منم كه حوصله ي بازنويسي دوباره شو نداشتم، با يه حركت فني و حساب شده!!!و گرفتن Shift+Delete اون رو براي هميشه از نعمت خوانده شدن محروم كردم!!! و به زباله دان غير قابل بازگشت سيستم پيوند دادم!

براي همين هم به جاي اون مطلب پيشنهاد ميكنم قبل از هر گونه هك و يا فيلتر شدن سايت "عبدالله شهبازي" حتما سري به ۲ مقاله ي آخر ايشون كه در زير آورده ام، بزنيد و با "تامل" و "تعمق" و "چشماني باز" اونها رو بخوانيد!

۱. شاقولي به نام روح الله حسينيان

۲. پاسخ به برخي شبهات(روح الله حسينيان و سعيد امامي)

 


پي نوشت: اين پست اصلا سياسي نيست و ربطي هم به زد و بندهاي چپ و راست و محافظه كار و انحصارطلب و اصولگرا و اصلاح طلب ندارد. اما خوشحالم كه تا بحال خودم را وارد بازي هاي حزبي آنها نكرده ام! چرا كه براي من ملاك حال فعلي افراد است و نه سوابق انقلابي و حزبي آنها.

ضمن اينكه هر چند اعتقاد به تحزب را از ضروريات و وجوه غير قابل انكار دموكراسي مي دانند، اما معتقدم اگر حزبي آرمانهايش با آرمانهاي انقلاب اسلامي تطابق داشته باشد، علي القاعده آن حزب در انقلاب اسلامي مستحيل خواهد شد. چيزي كه در حال حاضر مصداقي براي آن در حافظه ام وجود ندارد!

و اما دموكراسي نيز در خوشبينانه ترين حالت ممكن، چيزي جز حكومت مردم معنا نمي دهد كه اين شيوه از حكومت كاملا در تضاد با اعتقاد به تئوكراسي و حكومت خدا بر مردم است. اما اينكه دموكراسيِ با پسوند ديني اش تا چه ميزان منطبق بر حكومت الهيست، پرسشي است كه ان شاء الله در پستهاي آينده در مورد آن خواهم نوشت.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:18 PM  توسط آرمان حيدري  | 

يقيناً اگر اين ۱۰ روز مياني ارديبهشت ماه نبود، بسياري از ناشرانِ كتابهايِ بُنجُلِ، بايستي مي رفتند پي غازچراني!!!

اين را مي توان از ازدحام مقابل غرفه هاي ناشراني كه در آنها از شير مرغ تا جان آدميزاد منتشر مي شود و به فروش مي رسد؛ به خوبي دريافت.

كتابهايي با موضوعات"زندگي خوشگل و رويايي" هر ساله شديدترين سهم از اقبال بازديدكنندگان را دارند كه غالباً هم از قشر "نسوان" البته از نوع  "رويايي" شان هستند! و سال به سال نيز بر تعدادشان افزوده مي شود.

كتابهايي از قبيل"چگونه سالم بمانيم"،"چگونه خوشبخت شويم"،"چگونه ثروتمند شويم"،"شفابخش بيماران"،"مرد شناسي"،"زوج درماني"،‌"تقويم سودوكو"،"تعبير خواب" و امثالهم، ديگر گوي سبقت را از كتابهاي "آموزش آشپزي"و "قرآن درماني"ربوده اند و هيچ فرصتي را براي عرض اندام آنها باقي نگذاشته اند! هر چند كه با كمي دور انديشي مي توان ناپايداري اين استيلا و جرقه هاي حكومت كتابهايي با موضوعات آموزش زناشويي و تا حدودي با گرايش روانشناسانه را بر كل آشفته بازاري اينچنين،‌ پيش بيني كرد!

ناشران كتابهاي سود آور كه چهره ي غالب نمايشگاه امسال را تشكيل مي دهند به خوبي مي دانند كه بايد تور خود را در آرامترين نقطه ي اقيانوس متلاطم افكار قشري نگر و عمدتاً لذتگرا پهن كنند. همانجايي كه مردان نيز بر اين ازدحام مي افزايند. و چه دامي بهتر از ترويج لذتگرايي و اصالت دادن به شهوتراني با پوششي از متد روانشناسي غربي و مطلقاً انسانمدارانه و با نامهايي شيك و البته دلسوزانه مانند: "مهارتهاي زندگي زناشويي"!؟

در حوزه هاي ديگر مثل"شعر و ادبيات"نيز مي توان اين نابساماني را به وضوح مشاهده كرد!

بازديدكنندگاني كه خريد چند پوستر زيبا از نويسنده ي محبوبشان را بر خريد كتابهايش ترجيح مي دهند! گويي كه ناشران اين كتابها نيز باور كرده اند كه ارزش پوستر بيش از افكار و نوشته هاي نويسنده اش است، و در غرفه هايشان بيشتر از كتاب، پوستر خودنمايي مي كند! و همين نوع تفكر كافي ست تا پوسترهاي نيما و اخوان و شاملو و قيصر و... بيشتر از كتابهايشان مورد توجه قرار گيرد!

حوزه ي رمان و داستان نيز كه سالهاست گرفتار "روشنفكريِ قشري" شده و همين راه را براي انتشار رمانهاي ترجمه اي هموار كرده! تا آنجا كه نخريدن داستانهاي فانتزي و بي خاصيتِ ترجمه اي نوعي ننگ و عار و خريدنش هم موجب تَبَختُر مي گردد!

اما در غرفه هاي ديگر نمايشگاه مثل هر سال مي توان از استقبال كتابهاي شهيد مطهري و مرحوم شريعتي و CD سخنراني هاي جناب رحيم پور ازغدي لذت ببري! و متاسف باشي براي موسسه ي تنظيم و نشر آثار امام خميني كه هيچ تلاش و حركت جديدي براي آشنا كردن فرزندان انقلاب با افكار حضرت روح الله انجام نمي دهد. درست همان كاري كه موسسه ي تنظيم و نشر آثار مقام معظم رهبري با قاطعيت بيشتري انجام مي دهد!!!

ادامه دارد...


پي نگاشت:

موضوع پست قبل را ان شاء الله در فرصتهاي مناسب آتي ادامه خواهم داد.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 10:36 PM  توسط آرمان حيدري  | 

مي دانستم كه پيشتر و بيشتر از آنكه نوشته اي به مددِ قوه ي ادراك و تعقّل بر انسانْ تأثير بگذارد و با وي ارتباط برقرار كند، موسيقي بعلّت ارتباط برقرار كردنِ بلاواسطه و مستقيم با ساحت احساس فردْ اين كار را خواهد كرد. هر چند كه نفوذ اين تأثير در حد كمتري از يك متن و يا نوشته باشد!

و من نزديك به يكسال است كه غالب نوشته هايم را همراه با يك موسيقي مختص همان مطلب، درون وبلاگ قرار مي دهم. كه گاهي اوقات انتخاب و ساختن و تلفيق اين موسيقي ها بيشتر از چند روز طول كشيده و همينطور نياز به صرف وقت بيشتري از نوشتن يك مطلب داشته!

شايد اين نوع نگارش مطلب در محيطي مجازي و البته با محدوديتهاي خاص خودش، يكي از بديع ترين و منحصر بفرد ترين شيوه ها [حداقل] براي وبلاگنويسي در سطح كشور و با كمي اطمينان بنفس بيشترْ در كل دنياي مجازي باشد!!! اما از آنجايي كه محيط سايبر ذاتاً بر ايجاز و اختصار تاكيد دارد و بالطبع قانونهاي نانوشته اي در فضاي آن جاريست؛ آيا مي توان آنرا ظرفي انگاشت كه هر مظروفي در گستره اش قرار گیرد؟ آيا مي توان قالب اين مولود بدون ترديد تكنولوژي غرب را به هر صورتي شكل داد؟ و اصلاً حدود و شرايط استفاده از اين ميوه ي بظاهر خوش رنگ و لعاب تمدن غرب چيست؟ و يا ضرورت استفاده و صرف اين مقدار از وقت و هزينه براي آن در چيست؟

حال آنكه غايت تكنولوژيك دنياي مجازي بر لذتگرايي و فارغ الحال شدن از عالم واقعيت[حقيقت] و البته بدون قيد و بندهاي متداولِ عالم واقع بنا شده، هر چند كه در آن قانونهايي نظير كپي رايت الزام آور باشد. چه اينكه در خوشبينانه ترين حالت نيز اين قانونها فقط ابزاري هستند براي منع كپي برداري غير مجاز و نه جلوگيري از آزادي بدون حد و حصر و رشد قارچ گونه ي سايتها و وبلاگها و قس عليهذا كه هيچ نسبتي با اخلاقيّات ندارند.

اينها سوالاتي نيست كه بتوان در حد يك يا چند پست حتي بالاختصار به آن پرداخت و شايد تا حدودي نيز از دايره ي درك و تعقل حقير فراتر باشد.

شايد ادامه داشته باشد!


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 6:58 PM  توسط آرمان حيدري  | 

اين روزها كه با اعتماد بنفس يك كارشناس متبحر و زبده!!! با دوستانت در پاتوق! و يا پشت تلفن و يا در مترو و اتوبوس و ايضا كامنت دوني وبلاگ!!! پيرامون هر مسئله اي!!! اعم از ديني و فرهنگي و هنري و اجتماعي و ورزشي صحبت مي كني و دست آخر هم نتيجه اي غير از به ميان كشيدن جهت گيري هاي سياسي داخلي و خارجي نمي يابي، انتظار هر نوع پيامكي را داري غير از اين يكي...

آنهم از طرف وحيد...هر چند كه رفيق دلتنگي ات باشد و هر از گاهي براي صحبت كردن با او به محل كارش بروي!!!

 

 

"كودك با صورتي رنگ پريده و كثيف، در حالي كه آب بيني اش آويزان بود؛ خيره شده بود به ماشيني كه داشت براي مغازه، بستني خالي مي كرد..."

 

 

 

 

 

پيوست: این مطلب را هم بخوانید از مرتضي عارف.


پي نگاشت:

ظاهرا اعتراضهايي از جنس مجالس نمادين ترحيم كارتن خوابها كه در دوره ي گذشته ي رياست جمهوري توسط دانشجويان برگزار شد و جزء نقاط عطف جنبش دانشجويي بود، لزومي ندارد در دولت فعلي كه بيشترين انگيزه و تلاش را براي مبارزه با فقر و فساد و تبعيض دارد، تكرار شود!

تو گويي كه دانشجويان عدالتخواه، منتظر آمدن شخصي بمانند محمود احمدي نژاد بودند تا همه چيز را به ايشان بسپارند و خود به كارهاي مهمتر برسند! حتي مهمتر از سه گانه ي خانمان بر انداز فقر و فساد و تبعيض!!!

بقولي:

بنشينيد كه آبي ز فراتي برسد

شايد از اهل كرم خمس و زكاتي برسد


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:56 PM  توسط آرمان حيدري  |