تبليغاتX
یا کریم اهلبیت

یا کریم اهلبیت

.

(یا ایها الذین امنو اتقوالله و امنو برسوله یوتکم کفلین من رحمته)

آیینه دار غربت

می خواهم از غربت بگویم اما...

چگونه می توانم از چیزی سخن بگویم که حقیقت ان را به درستی نمی دانم که چیست ؟

تشنگی را باید کسی توصیف کند که عطش سراپای وجودش را فراگرفته و رمقی برای او نگذاشته اوست که قدر آب را می داند و به حقیقت تشنگی واقف است.

این کار گفتن و شنیدن نیست

این بار باید ایستاد و تماشا کرد تا غربت به زبان اید و فریاد برآورد از نامردان و نامردان

این بار باید آماج تیر بلا را بر پیکر پاره ی تن پیامبر (ص) نظاره گر بود

این بار سخن از حسن بن علی (ع)

سخن از مدینه و بقیع...

بقیع وصحن خلوتش و سکوتی پرمعنا که یادآور قرن ها غریبی و مظلومیت است.

و مدینه....

شهری درد آشنا که هم غربت نفسش را بریده و رمقش را گرفته است شهری مجروح و خسته  از غم جفای نامردان نمک نشناس.

چه تلخی ها که نچشیده و چه صحنه ها که به خود ندیده است! کوچه و پس کوچه های این شهر یادآور روزهای تلخ وشیرین است

روزهای شیرین از حضور پیامبر (ص) در کنار اهل بیت(ع) که تاریخ به چشم خود دیده و هرگز فراموش نخواهد کرد.

و روزهایی تلخ از فراق پیامبر (ص) و سرآغاز فصل غربت.

کاش می شد که در در و دیوار این شهر زبان گلایه بگشاید و فریاد برآورد از این همه ظلم وستم که به خود دیده است! گویی اشرار این امت تمام قوای خود را جمع کرده بود و منتظر بود تا  پیامبر (ص) از دنیا برود و آن ها در مزد رسالتش از هم سبقت بگیرند!

تاختند وتاختند و در راه مخالفت خدا ورسولش از هیچ کاری دریغ نکردند.

آن ها امر رسول الله(ص) را در حق جانشینان به حق ایشان و هدایت گران از نسل او اطاعت نکردند...

نمی دانم کدام در غربت را بگشایم و از چه بگویم؟

کدامین ماجرای غم انگیز را زمزمه کنم؟

کوچه های این شهر روزی امام حسن (ع) را در آغوش پرمهر پیامبر (ص) دیده بود و روزی درکنار مادر و در میان نامردمان طمع کار ومنافق! نامردمانی که روزی بر سر سفره ی احسان پیامبر(ص) نشسته بودند وامروز به پاره ی جگر او اهانت می کردند.

آخر چگونه می توان این دو را با هم جمع کرد یا حتی تصور نمود؟

چگونه می توان نظاره کرد که حسن بن علی(ع) در مسجد بنشیند و بوزینه ها از منبر جدش بالا روند.

به راستی که زندگی امام حسن (ع) گویای غربت بی انتهایی آل محمد(علیهم السلام) است.

 جهل به مقام ولایت و امامت تا چه حد بود که در مقابل آن حضرت می ایستادند و به خاطر بیعت آن حضرت با معاویع بر ایشان اعتراض می کردند! و غریبانه تراین که این اعتراض ها  نه از زبان دانشمندان بلکه از زبان مدعیان محبت و معروف شنیده می شد!

گویی این مردمان در راه معرفت امام زمانشان قدمی برنداشتند وفراموش کرده اند کلام نورانی پیامبر (ص) را که فرموده اند:

((حسن و حسین (ع) هردو امام اند چه قیام کنند و چه قیام نکنند))

به راستی که قدرش نشناختند و خود را از فضل و رحمت الهی محروم ساختند.

گویی نشنیدند کلام خداوند متعال را که خطاب به تقوا پیشگان فرمود

 (یا ایها الذین امنو اتقوالله و امنو برسوله یوتکم کفلین من رحمته...)

امام صادق (ع) در تبیین این آیه در ذیل کلمه ی ((کفلین)) فرموده اند :

((منظور از کفلین در این آیه امام حسن وامام حسین (ع) اند.))

و به راستی که جز تقواپیشگان و مومنان رو به سوی امامشان نمی کنند و دیگران همگی در آتش جهل و غفلت خود می سوزند.

آری! داستان همان ماجرای پر غصه ی همیشگی است که تکرار آن دل تاریخ را خون کرده است!

داستان جهل به مقام امامت و نافرمانی از امام معصوم در هر زمان و بی نصیبی از رحمت ومغفرت و رضای الهی

ماجرای تنهایی امام زمان (ع) و مرگ جاهلیت انسان های غافل.

شاید این سخن از امام حسن (ع) در خطاب به معاویه مطلب را واضح تر کند: آن حضرت فرمودند:

((سوگند به خداوند اگر یارانی پایدار و آگاه به حقم می یافتم که حق مرا انکار نمی کردند تسلیم تو نمی شدم و آنچه را می خواستی به تو نمی دادم.))

نکند که ما نیز امروز نام مان در زمره ی غافلان و فراموش کنندگان حجت خدا باشد.

نکند که امروز وجود ما نیز شعله ای باشد که در میان شعله های غربت امام زمان (ع)!

و اگر چنین است از خدا بخواهیم که ما را از منجلاب جهل و غفلت به امام زمانمان نجات دهد و مارا از بهترین و با محبت ترین یاران  آن حضرت قرار دهند.

آمین یا رب العالمین!

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 14:31  توسط .  |